معاون اول دولت چهاردهم با ابلاغ بخشنامه ای براساس مفاد برنامه هفتم توسعه میزان حمایت دولت از بیمه خبرنگاران را کاهش داد و این هدیه ای با مهندسی معکوس از طرف دولت و مجلس به خبرنگاران بمناسبت روز ملی خبرنگار بود که کام خبرنگاران و خانواده های آنان را تلخ کرد!؟

نگاه شمال؛ علی کریمی پاشاکی _روزنامه نگار__قبل از انعقاد کلام لازم میدانم روز ملی خبرنگار را بر اساس تقویم هجری خورشیدی را به تمام همکاران واقعی و عزیزم که خود را پل ارتباطی بین مسئولان و مردم نمی دانند ،بلکه خود را نماینده ی افکار عمومی و حامی منافع ملی و مردم و همچنین اطلاع رسان و آگاهی بخش می دانند ، صمیمانه با تمام وجود به وجود نازنین شان تبریک می گویم.

در ضمن یادآوری می نمایم که آقای عارف ، معاون اول دولت چهاردهم با ابلاغ بخشنامه ای براساس مفاد برنامه هفتم توسعه میزان حمایت دولت از بیمه خبرنگاران را کاهش داد و این هدیه ای با مهندسی معکوس از طرف دولت و مجلس به خبرنگاران بمناسبت روز ملی خبرنگار بود که کام خبرنگاران و خانواده های آنان را تلخ کرد!؟!؟!.

خبرنگاران واقعی در جای جای این جهان پهناور مورد خشم و غصب و اعمال خشن و حتی کشتار تمام قدرتمندان و حاکمان قدرت طلب بوده و تا زمانی که جهان به فرهیختگی نرسد ، خواهند بود.

قطعا شرافت کاری و وجدان حرفه ای برای روزنامه نگاران و خبرنگاران واقعی یعنی آنان که خود را نماینده ی افکار عمومی می دانند ،حرف اول را در این بازار مکاره می زند، بازار مکاره ای که استعمارگران و مستبدین و عوامل متمول و انحصار گر و تمامیت خواه رسانه ای آنان طوری طراحی کرده اند تا حق را باطل و باطل را حق و زشت را زیبا جلوه گر دهند.

در این بازار مکاره خبرنگاران و روزنامه نگاران شرافتمند حاضرند برای روشن شدن حقایق برای مردم و رونمایی چهره پلید عوامل زشتی زندگی آنان، سخت ترین مشکلات و تا حتی مرگ را نیز تحمل نمایند تا رسالت واقعی خود را به انجام رسانند.

ناگفته نماند، خبرنگاران و روزنامه نگاران علی رغم ذات پر مسئوولیت و مهم حرفه ای شان که می بایست سختی های فراوانی را تحمل نمایند ولی در آوردگاه زندگی مادی به اندازه سختی های حرفه ای خود از نعمات مادی برخوردار نیستند.

درصد بالایی از همکاران شریف، زندگی ساده و کوچکی دارند.

خبر نگاران واقعی باید عادت کنند که برای مردم زندگی کنند و برای مردم بمیرند، چون با خوشی های مردم شاد و با اندوهشان غمناک می شود.

ما خبرنگاریم و نماینده ی افکار عمومی هستیم نه پل ارتباطی !!!

 

… ما خبر را می گیریم و می سازیم و می پردازیم، ما خبرنگاران واقعی ، شاید هیچ چیزمان به هیچ چیز دیگرمان نخورد اما یک چیز مشترک داریم، یک حلقه وصل، یک عنصر برانگیزنده که ما را با همه تلاطم ها در یک مسیر مستقیم نگه داشته است و آن، « پذیرش مسئولیت اجتماعی» است.

ما این مسئولیت اجتماعی را با افتخار برای مردم انجام می دهیم، ما دوستدار تغییر و تحول و مخالف جمود و ایستایی هستیم و اینچنین شد که ما خبرنگار و روزنامه نگار شدیم و تا نفس داریم خواهیم ماند.

شاید هیچ دلیل عقلی و منطقی برای ماندگاری در این حوزه نداشته باشیم، وقتی قیمت اجناس و کالاها روی آسانسور سوار است، وقتی برخی یک شبه میلیاردر می شوند و وقتی برخی با رانت خواری و ویژه خواری و آقازادگی ره صد ساله یک شبه طی می کنند و کلی هم مدعی و طلب کار ‌مردم هستند و…..و تو چشم به راه اندک درآمدی … وقتی که می گویی شغلت روزنامه نگاری و خبرنگاری است برخی، جوری نگاهت می کنند که نمی دانی تمجید است یا تقبیح!!!؟؟

اما تو خودت می دانی، متفاوتی، شغلت، عشقت و حرفه ات.

پس بی خیال همه این نگاه ها، بی خیال همه این دودو تا چهار تاها. ما روزنامه خبرنگار و روزنامه نگاریم و خواهیم ماند.

در ایران ،رسانه نگاری مکتوب و غیر مکتوب یا مجازی و الکترونیکی ، سخت ترین سالهای حیات خود را از بدو پیدایش تا به امروز تجربه می کند.

تیراژ نسخه های کاغذی به کمترین حد خود رسیده ، برخی روزنامه نگاران با سابقه دیگر انگیزه ی سال های پیش خود را ندارند، جوانان جویای نام ،کمتر می توانند افقی پیش روی آینده خویش ترسیم کنند و ظهور فضای مجازی و شبکه های اجتماعی این پرسش را بوجود آورده که نکند دوران روزنامه های کاغذی یا همان مطبوعات مکتوب به سر آمده و مخاطبان هر آنچه را می خواهند، می توانند در گوشی های تلفن همراهشان پیدا کنند.

کار به جایی رسیده که برخی کارشناسان سخن از بحران مخاطب و مرگ مطبوعات مکتوب گفته اند و دیگران را به خداحافظی با اینگونه از رسانه ها تشویق می کنند!!!؟؟؟

قطعا نمی توان منکر اهمیت و اثر گذاری رسانه های دیجیتالی و نوین شد، اما شاید یک بار هم بد نباشد به این پرسش بپردازیم که آیا افول مطبوعات صرفا محصول ظهور رسانه های نوین و مجازی است؟

 

اگر نه، آیا نمی توان برای برداشتن موانع پیش رو تلاش کرد؟

آیا مطبوعات مکتوب و نشریات ایران نمی توانند دوباره روزهای اوج را تجربه کنند یا اوجی دیگر و متناسب با جهان جدید را رقم بزنند؟

 

باید قبول کنیم که مطبوعات مکتوب و نشریات جدا از تمام کارکرد هایشان، همواره بزرگترین مرکز پرورش روزنامه نگاران فرهیخته و خبرنگاران واقعی بوده اند.

باید پاسخ داده شود،چرا با تضعیف رسانه‌های مکتوب دیگر روزنامه نگاران مؤلف و تدوین گر و خبرنگاران واقعی و شجاع در سالهای اخیر ‌مانند دوران طلایی مطبوعات بوجود نیامده اند و اگر بودند بسیار کم بودند؟!

 

ساختار نشریات و مطبوعات مکتوب، خلاف رسانه ها ی مجازی و دیجیتالی که این سالها و ایام ، مخاطبان به آنها رجوع می کنند، به گونه ای بوده و هست که می تواند محلی برای انتقال تجربیات به روزنامه نگاران تازه کار و پرورش آنان باشد.

بایستی قبول کنیم که شمار زیادی از روزنامه نگاران بزرگ ایران، دست پرورده ی تحریریه هایی هستند که در آنها، ساعت ها روی یک موضوع بحث می شد و می شود تا یک ایده ی اولیه بر اثر گفت و گو و نقد، به گزارشی اثر گذار یا یادداشتی تامل برانگیز تبدیل می شود.

این درست همان اتفاقی است که در مورد آنچه امروز رسانه های جدید مجازی و… می نامیم، نمی افتد!؟.

 

گزارش ها ،تحلیل ها و حتی اخبار در رسانه های مکتوب و کاغذی اعم از روزنامه ها، هفته نامه ها و … عموما حاصل تحقیق صورت گرفته و در یک گروه و بررسی مدام چند کارشناسی بوده و است که به روزنامه نگار یاری می رسانند تا بارش را به منزل مقصود برساند.

مفهوم «تحریریه » همان حلقه مفقوده ی روزنامه نگاری امروز با رسانه های مدرن و دیجیتالی است، «جایی برای هم اندیشی و تضارب آراء. » که یا دیده نمی شود و یا اگر هست آنقدر کم است که می توان گفت نیست!!!.

به نظر می رسد در دوره ی جدید رسانه نگاری دیجیتالی سرعت فدای دقت و صحت شده است ،به همین دلیل است که تکذیبیه، شکایت و یا تصحیح و پوزش از چاپ اخبار ،گزارش ها و مطالب بشدت بالا رفته است.در رسانه های مکتوب رعایت می شد و می شود که صحت و دقت فدای سرعت نشود.

 

یکی از مهمترین دلایل افول کار رسانه‌ای در ایران در سالهای اخیر ، افول حیرت انگیز « اقتصاد فرهنگ» در روزنامه نگاری بوده است. چون روزنامه ها و هفته نامه های ایرانی کمتر توانسته اند تبدیل به یک « بنگاه مطبوعاتی» شوند و از این رو نتوانستند ضرورت بازارهای جدید را درک کنند که از دل توسعه تکنولوژیک برآمده است.

نتیجه این شد که اقتصاد نشریات مکتوب اعم از روزنامه ها و هفته نامه ها و…هر روز ضعیف تر و ضعیف تر شده است و در این افول و ناکامی سیطره ی مدیریت دولتی ، تمامیت خواه و رانت پرور و تبعیض گرا و پرورش دهنده ی فرهنگ زشت خودی و غیرخودی بسیار تأثیرگذار بوده است.