دوشنبه، ۱۳ مهر ۱۴۰۵ | ساعت ۰۲:۳۳
تلگرام

برگ توت تا نخ ابریشم؛ روایت صنعتی که در گیلان دوباره جان گرفته است

اقتصادی📅 پنجشنبه، ۹ مهر ۱۴۰۵✍️ negahshomal

از برگ‌های توت تا پیله و نخ ابریشم، صنعتی قدیمی در روستاهای گیلان دوباره در حال جان گرفتن است.

به گزارش پایگاه خبری نگاه شمال، سهیلا بی غم: صبح که در روستاهای ابریشم‌خیز گیلان می‌رسد، زندگی در تلمبارها زودتر از خانه‌ها آغاز می‌شود؛ برگ‌های تازه توت یکی‌یکی روی سینی‌ها می‌نشینند و کرم‌های سفید و آرام، بی‌وقفه از آنها تغذیه می‌کنند.

چند هفته بعد، همان موجودات کوچک پیله‌هایی سفید و درخشان به دور خود می‌تنند؛ پیله‌هایی که برای یک خانواده روستایی تنها حاصل یک فصل کار نیستند، بلکه بخشی از درآمد، میراث خانوادگی و حلقه نخست زنجیره‌ای هستند که در نهایت به نخ ابریشم و حتی فرش دستباف می‌رسد.

نوغانداری از مشاغل قدیمی گیلان است؛ حرفه‌ای که زمانی بخش مهمی از اقتصاد روستاهای استان را شکل می‌داد و با گذشت سال‌ها، در مقاطعی زیر فشار کاهش توتستان‌ها، افزایش هزینه‌های تولید، مهاجرت روستاییان و مشکلات بازار، رونق گذشته خود را از دست داد.

حالا اما نشانه‌های بازگشت دیده می‌شود. بر اساس گزارش‌های منتشرشده در سال جاری، تعداد بهره‌برداران نوغانداری در گیلان از حدود ۷۶۰۰ نفر به نزدیک ۱۰ هزار خانوار افزایش یافته و امسال بیش از ۱۳ هزار و ۶۰۰ جعبه تخم نوغان در استان توزیع شده است.

این اعداد اگرچه فقط بخشی از داستان‌اند، اما از تغییری مهم حکایت می‌کنند؛ روستاهایی که زمانی تلمبارهایشان خلوت‌تر شده بود، دوباره به پرورش کرم ابریشم بازمی‌گردند.

قصه از یک درخت شروع می‌شود

برای صنعت ابریشم، همه‌چیز از کارخانه آغاز نمی‌شود؛ حتی از کرم ابریشم هم نه.

قصه از درخت توت شروع می‌شود. هر اندازه تولید پیله قرار است افزایش پیدا کند، باید خوراک کافی برای کرم ابریشم نیز وجود داشته باشد. به همین دلیل توسعه توتستان‌ها یکی از حلقه‌های اساسی احیای نوغانداری است.

در لنگرود، یکی از کانون‌های مهم نوغانداری گیلان، در سال جاری ۳۷ هزار اصله نهال توت میان نوغانداران توزیع شده است؛ اقدامی که هدف آن تقویت منابع غذایی کرم ابریشم و افزایش ظرفیت تولید در سال‌های آینده عنوان شده است.

در شفت نیز بیش از ۴۲ هزار اصله نهال توت میان نوغانداران توزیع شده و حدود ۵۰۰ هکتار باغ توت در شهرستان وجود دارد.

در ظاهر، شاید یک نهال کوچک ارتباط چندانی با کارخانه و بازار نداشته باشد؛ اما در صنعت ابریشم، همین نهال نخستین حلقه زنجیره‌ای است که ماه‌ها بعد باید به پیله و در ادامه به نخ تبدیل شود.

تلمبار؛ جایی که پیله شکل می‌گیرد

فصل نوغانداری کوتاه است اما فشرده. برگ توت مرتب باید تأمین شود، شرایط محیطی تلمبار کنترل شود و پرورش کرم‌ها با دقت ادامه پیدا کند تا در پایان، پیله‌ها شکل بگیرند.

در شفت، یکی از شهرستان‌های مهم نوغانداری گیلان، حدود ۱۲۰۰ بهره‌بردار فعالیت دارند و برای سال جاری تولید ۸۰ تا ۹۰ تن پیله پیش‌بینی شده است. این شهرستان پس از لنگرود، در رتبه دوم تولید پیله تر ابریشم گیلان قرار دارد.

میانگین تولید نیز حدود ۳۵ کیلوگرم پیله‌تر از هر جعبه تخم نوغان اعلام شده است؛ هرچند گزارش‌های میدانی از تولید بیش از ۴۰ کیلوگرم در برخی واحدها حکایت دارد.

همین تفاوت نشان می‌دهد که آینده این صنعت فقط به تعداد جعبه‌های توزیع‌شده وابسته نیست؛ دانش فنی، شرایط پرورش و افزایش بهره‌وری نیز می‌توانند مقدار محصول نهایی را تغییر دهند.

روزی که تلمبار سفید می‌شود

وقتی پیله‌ها آماده می‌شوند، رنگ و شکل روستا تغییر می‌کند. سبدهای پر از پیله سفید، حاصل هفته‌ها مراقبت‌اند؛ اما در اینجا کار تمام نمی‌شود. پیله، ماده خام است و ارزش اصلی زمانی شکل می‌گیرد که رشته‌های ظریف ابریشم از آن بیرون کشیده شوند.

در گیلان هر پنج کیلوگرم پیله تر، به طور متوسط حدود یک کیلوگرم نخ ابریشم خام تولید می‌کند. بنابراین افزایش تولید پیله، به معنای افزایش ظرفیت بخش صنعتی نیز هست؛ البته به شرط آنکه پیله بتواند به‌موقع و با ظرفیت کافی وارد فرآیند فرآوری شود. اینجاست که داستان روستا به کارخانه می‌رسد.

وقتی پیله به کارخانه می‌رسد

در یک سوی زنجیره، خانواده‌ای در روستا پیله تولید می‌کند و در سوی دیگر، کارخانه‌ای قرار دارد که باید این ماده خام را به نخ تبدیل کند. اما همین فاصله، یکی از چالش‌های قدیمی صنعت ابریشم گیلان است.

مدیرکل صنعت، معدن و تجارت گیلان اعلام کرده کمبود پیله به‌عنوان ماده اولیه، موجب شده دو کارخانه بزرگ ابریشم استان پایین‌تر از ظرفیت خود فعالیت کنند و در صورت تأمین مواد اولیه، امکان ایجاد حدود ۳۰۰ فرصت شغلی در این بخش وجود دارد.

این یعنی در زنجیره ابریشم، فقط روستا منتظر کارخانه نیست؛ کارخانه هم منتظر روستاست. هر پیله‌ای که کمتر تولید شود، بخشی از ظرفیت صنعتی بلااستفاده می‌ماند و هر کارخانه‌ای که نتواند با ظرفیت مناسب کار کند، ارزش افزوده‌ای که می‌تواند در استان ایجاد شود، کاهش پیدا می‌کند.

صنعت ابریشم؛ قصه یک گذشته دور نیست

شاید تصور شود ابریشم فقط بخشی از خاطرات اقتصادی گیلان است؛ اما آمارهای امروز نشان می‌دهد این صنعت هنوز قابلیت تولید و توسعه دارد.

در لنگرود، حدود ۱۳۰ تن از ۴۰۰ تن پیله تر تولیدی سال گذشته گیلان مربوط به این شهرستان بوده و حدود ۱۰ درصد پیله تر کشور در لنگرود تولید شده است.

از طرف دیگر، نیاز کشور به نخ ابریشم همچنان بیش از تولید داخلی است. مهرداد لاهوتی، نماینده مردم لنگرود در مجلس، در اردیبهشت امسال اعلام کرد نیاز کشور به نخ ابریشم حدود ۶۵۰ تن است و تولید داخلی به ۲۵۰ تن رسیده است. او همچنین به کاهش شدید تولید نخ ابریشم در سال‌های گذشته و ضرورت احیای این صنعت اشاره کرد. به این ترتیب، مسئله فقط حفظ یک حرفه سنتی نیست؛ بازار واقعی برای محصول نیز وجود دارد.

جایی میان مزرعه و صنعت

در روستاهای گیلان، نوغانداری می‌تواند مکمل درآمد کشاورزی باشد؛ فعالیتی که در مدت نسبتاً کوتاه، محصول تولید می‌کند و به اقتصاد خانوار کمک می‌رساند.

گزارش تسنیم درباره شفت نیز دوره پرورش نوغان را حدود ۴۰ روز عنوان کرده و نوغانداری را فعالیتی با سرمایه اولیه نسبتاً محدود و بازدهی سریع برای خانوارهای روستایی توصیف کرده است.

همین ویژگی، اهمیت این صنعت را برای مناطقی مانند شفت بیشتر می‌کند؛ جایی که اقتصاد روستایی به فعالیت‌هایی نیاز دارد که علاوه بر درآمد، بتوانند بخشی از جمعیت را در روستا نگه دارند.

در واقع، یک تلمبار فقط محل پرورش کرم ابریشم نیست؛ می‌تواند بخشی از اقتصاد یک خانواده و حتی بخشی از اقتصاد یک روستا باشد.

از نخ تا دار قالی

اما داستان ابریشم باز هم ادامه دارد. رشته‌ای که از پیله بیرون می‌آید، پایان زنجیره نیست؛ می‌تواند به نخ، پارچه، فرش و صنایع‌دستی تبدیل شود.

در گیلان، هم‌زمان با بحث افزایش تولید نخ ابریشم، بازار فرش نیز به‌عنوان یکی از بخش‌های پایین‌دستی این صنعت مطرح شده است. بر اساس گزارش منتشرشده درباره صنعت ابریشم شفت، تولید فرش دستباف استان از حدود ۱۲ هزار مترمربع به ۵۰ هزار مترمربع افزایش یافته و این بخش می‌تواند یکی از بازارهای مصرف نخ ابریشم تولید داخل باشد.

اینجا ارزش واقعی زنجیره آشکار می‌شود؛ هرچه مراحل بیشتری از تولید در داخل استان انجام شود، پول بیشتری نیز در همان زنجیره باقی می‌ماند.

درخت توت به کرم ابریشم غذا می‌دهد، کرم ابریشم پیله می‌سازد، پیله در کارخانه به نخ تبدیل می‌شود و نخ در دست بافنده می‌تواند به یک محصول با ارزش بسیار بیشتر تبدیل شود.

امیدی که باید به زنجیره تبدیل شود

بازگشت نوغانداران، توزیع نهال توت، افزایش تعداد جعبه‌های تخم نوغان و افزایش تولید پیله، نشانه‌های مهمی از احیای این صنعت در گیلان هستند.

اما احیا زمانی کامل می‌شود که پیله در میانه راه متوقف نشود. اگر تولید در روستا افزایش پیدا کند اما کارخانه ماده اولیه کافی نداشته باشد، زنجیره ناقص می‌ماند؛ اگر نخ تولید شود اما صنایع پایین‌دست توسعه پیدا نکنند، بخش دیگری از ارزش افزوده از بین می‌رود؛ و اگر محصول نهایی بازار مناسب نداشته باشد، انگیزه تولیدکننده نیز در بلندمدت آسیب می‌بیند.

به همین دلیل، آینده ابریشم گیلان فقط به افزایش تعداد نوغانداران وابسته نیست؛ به پیوند میان توتستان، تلمبار، مراکز خرید، کارخانه، نخ، فرش و بازار وابسته است.

گیلان؛ جایی که پیله هنوز قصه دارد

در لپوندان شفت، در لنگرود و در بسیاری از روستاهای دیگر گیلان، نوغانداری هنوز بخشی از زندگی مردم است؛ حرفه‌ای که از نسلی به نسل دیگر منتقل شده و در بعضی خانواده‌ها بیش از آنکه یک شغل باشد، یک میراث است.

امروز دوباره برگ‌های توت چیده می‌شوند، تلمبارها جان می‌گیرند و پیله‌های سفید در سبدهای روستایی جمع می‌شوند.

اما این بار قرار نیست قصه فقط به پیله ختم شود. قرار است پیله به نخ برسد، نخ به بافته تبدیل شود و محصول نهایی راه خود را به بازار پیدا کند.

شاید احیای واقعی ابریشم گیلان از همین‌جا آغاز شود؛ از جایی که یک درخت توت، یک خانواده روستایی و یک کارخانه، دوباره در یک زنجیره واحد کنار هم قرار بگیرند.

انتهای پیام/

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های ضروری مشخص شده‌اند.